جشن تیرگان بر شما خجسته باد.

بخشی از دفتر زروان نوشته استاد فریدون جنیدی را که اشاره به این روز دارد را برای شما نوشته ایم.

۱۳- تیر روز - تیشتر روز

تیر در زبان اوستائی تیشتَریَه خوانده می شود، هم نام پرنورترین ستاره آسمان است و هم نام تیشتر ایزد باران.

در اعتقادات ایرانیان، ستارهٔ تیر، که آنرا شعرای یمانی، یا عطارد، یا سیریوس هم دانسته اند، سپاهبد خراسان است.

همانطور که هفتورنگ ( دب اکبر) سپاهبد شمال ( اپاختر) است و ستارهٔ وند سپاهبد نیمروز (جنوب) و بالاخره ستویش سپاهبد مغرب (خوروران) است. ۱

این ستارگان از مهم ترین ستارگان آسمان محسوب می شوند و بیت تیشتر که ایزد باران نیز هست نبردهائی سهمگین با «اَپ ئوشَه» دیو خشگی و خشگسالی در میگیرد، و هر بار تیشتر در هیأتی ظاهر می شود. یکبار در شکل جوانی زیبا ۱۵ ساله و یکبار در شکل گاوی زرین و بالاخره در هیات اسپی سپید. اَپَه ئوشَه در هیأت اسبی سیاه یال و دم بریده ظاهر می شود و در این نبرد ها «سپنْجْ غْرَه» که یکی دیگر از دیوان است بکمک «اپ اوشه» می آید، اما ایزد آذربیاری تیشتر می آید و آتش «وازیشتَه» (برق) را در گرز تیشتر قرار می دهد و او با این گرز «سپنجغره» را می کوبد و نعرهٔ سپنجغره که همان رعد باشد بر میخیزد. سر انجام تیشتر پیروز میش ود و ایزد باد باو کمک می کند و دل دریای فراخکرد چون کوهی بالا می آید و تولید ابر می کند و ایزدباد، آن ابرها را در جهان می پراکند و باران بهمه جا می ریزد و نهر ها و رودخانه ها و دریاها بوجود می آید و جهان را به هفت کشور تقسیم می کند.
سعدی نتیجه این مبارزه را با مشاطه گری باد صبا اینطور بیان میکند که:
بر عروسان چمن بست صبا، هرگهری / که بغواصی ابر، از دل دریا برخاست

در قسمت آناهیتا یاد آور شدم که گردونهٔ آناهیتا را چهار اسب یکسان زیبا که باد وابر، باران و ژاله « باشند می رانند، از طرفی در روایات پهلوی آمده است که تیشتر سرور همه ستارگان است، بنابر این، بین این تیشتر ستاره که سپاهبد خراسان (مهمترین بخش ایران) است و ستاره ناهید رابطه ای است که بین ایزد و آناهیتا و ایزد تیشتر بترتیبی دیگر ظاهر می شود.

برهان میگوید: بعضی گویند تیراندازی آرش کمانگیر از البرزکوه تا کنار جیحون در تیرگان یعنی تیر روز از تیرماه بوده است وآتورپات نیز شاید بهمین دلیل میگوید:

«تیر روز، کودک به تیر انداختن و نبرد و سواری آموختن فرست»

زرتشتیان کرمان این روز را تیروجشن Tirujasn می خوانند و در این جشن بر روایات جمشید سروش سروشیان برای نامزدان و تازه عروسان و تازه دامادان پیشکش می فرستند، باین ترتیب که دور کله قندی، بند هفت رنگ ابریشم که سیم زرین با این بند بافته شده است می بندند و برای خانوادهٔ عروس و داماد می برند. و از روز تیر تا روز باد ( بیست و یکم ماه) بند الوانی را که در یزد Tirovoz و در کرمان Tirobez .... می خوانند بدور دست یا بجائی از لباس می بندند، و در روز باد ایزد ( در ماه تیر) در محلی بلند، آنرا باد می دهند. منشاء این عمل از داستان آرش تیر انداز است... البته این تیر بکمک ایزد باد تا آن حد رفت و غم و گرفتاری را از خاک ایران برد.
از مراسم دیگر جشن تیرگان در یزد و کرمان اینستکه یک روز پیش از جشن یعنی ماه روز دختر نابالغی کوزه ای پر آب می کند. و دور مجلس می چرخاند و هر کس چیزی در آن می اندازد. بعد این کوزه را بخانه ای می برند که درخت « مورد» داشته باشد پارچه سبزی روی کوزه می اندازند و آئینه ای روبروی آن زیر درخت مورد قرار می دهند آنگاه در تیرگان هر کسی نیتی میکند و بیت شعری می خواند چیزی از کوزه، بیرون می آورد. و آنرا با نیت و شعری که خوانده شده تطبیق می دهد، و از آنجا که شعر ها همه نوید بخش است این فالها هم اکثرا نیک است یکی از این شعر ها را که از پیر زنی بهدین شنیدم این بود:

رخ زیبا، قد رعنا، چش شهلا داری / آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری

بطوریکه دیده می شود در تقویم هفتگی، روز شنبه بجای تیر روز است زیرا Saturday را روز ستاره می توان ترجمه کرد... و بارخا نام ارمنی این روز می باشد.