روز بزرگداشت فردوسی بزرگ 25 اردیبهشتگان



دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند

                               سخن از نیکی را هم باید مانند راز گفت . فردوسی خردمند

امروز روز عجیب و غریبی است .

امروز روز مردیست که در کشوری که عاشقش بود و سالهای زندگیش را برای بیاد ماندن بزرگیش وقف نمود غریب است. امروز روز انسانیست که برایش هزاران هزار بیت خیالی بافتند تا او را به هر ایسم عقیده ای بچسبانند. او را با هر برچسبی به دیگران نشان میدهند تا او را در پیش نسل حاضر ایران زمین خوار کوچک نمایند. زندگینامه های خیالی میبافند. شعرهای کذایی میسرایند. او را وام دار این آنش میکنند تا بتوانند بر چسب امروز خود را بر پیشانیش بنشانند. بعضی ها او را افسانه میدانند . بعضی ها او را سارق ادبی میخوانند . دیگری او را محتاج پول حاکمان متجاوز به میهن ان زمان میدانند. و همچنان این قصه سر دراز دارد. و البته تا زمانی که ایران ....ایران عزیزتر از جانمان زنده هست. او را میکوبند تا درختی بزرگ از تاریخ و فرهنگمان نابود کنند.  

اما  ..... اما بدانید و من میدانم که میدانید که این درخت ریشه اش در اعماق وجود تک تک ایرانیان پاک سرشت و خردمند جای گرفته . و شماها و تبرهایتان هیچ وقت نمیتواند این ریشه را از قلب ما قطع نماید.

من در اینجا مقاله ای از دوستی را که در وبلاگش به موضوع دشمنان فردوسی پرداخته میگذارم و قضاوت را به تاریخ میسپارم.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در همان سال‌های آغازین پس از مرگ فردوسی ناسازگاری و کینه ورزی با شاهنامه آغاز شد که بیشتر به سبب سیاست‌های ایران ستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه پدید آمد.سلطان محمود پس از چیرگی بر ری در سال ۴۰۷ شمسی ، مجدالدولهٔ دیلمی را به سبب خواندن شاهنامه سرزنش کرده‌است (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۶۰). نویسندگانی نیز، مانند عبدالجلیل رازی قزوینی _ که شیعه بوده‌است_ شاهنامه را «ستایش گبرکان » دانسته‌اند (همچنین عطار نیشابوری ) و خواندن آن را «بدعت و ضلالت». سرایندگان دیگری نیز از فرخی سیستانی (« گفتا که شاهنامه دروغ است سربه‌سر») و معزی نیشابوری (« من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر ») گرفته تا انوری (« در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر/ هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش») فردوسی را سرزنش کرده‌اند. گمان می‌رود که اینان به سبب خوشنود سازی سردمداران ایران ستیزی که از فردوسی دل خوشی نداشته‌اند، شاهنامه را دروغ، پر از کاستی، یا بی‌ارزش دانسته‌اند .
جدا از بایکوتی که دربارهٔ فردوسی بوده‌است و به سبب آن بسیاری از بن مایه‌ها نامی از فردوسی یا شاهنامه نیاورده‌اند، در بخش‌هایی که سردمداران عباسیان بر آنها چیرگی کمتری داشته‌اند، از شبه‌قاره هند گرفته تا سیستان ، آذربایجان ، اران ، و آسیای صغیر ، کسانی از فردوسی یاد کرده‌اند یا او را ستوده‌اند.برای نمونه مسعود سعد سلمان گزیده‌ای از شاهنامه گرد آورد و نظامی عروضی در میانه‌های قرن ششم هجری نخستین زندگی نامه از فردوسی را در چهار مقاله نوشت . در نزدیکی سال ۶۰۱ شمسی نیز کوتاه‌ای از شاهنامه در شام به دست بنداری اصفهانی به عربی برگردانده شد .
پس از یورش مغول و نابودی عباسیان پرداختن به شاهنامه در نزد درباریان نیز افزایش یافت و از این دست حمدالله مستوفی در آغازه قرن هشتم هجری در زمان ایلخانان ویرایشی از شاهنامه بر پایه بن مایه‌های گوناگونی که یافته بود پدید آورد. در زمان تیموریان نیز، در سال ۸۰۴ شمسی در هرات ، به دستور شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا ویرایشی نگاره دار از شاهنامه پدید آورده شد که گمان می‌رود بسیاری از روی آن نوشته‌اند .
صفویان با درنگریستن به این که خودشان مانند فردوسی شیعه و ایرانی بودند، نگرش ویژه‌ای به فردوسی داشتند. پس از انقلاب ایران در ۱۳۵۷ در برابر حکومت پادشاهی ، برخی به این گمان که فردوسی شاه‌دوست بوده‌است یا شاهان را ستوده‌است از او بد گفته‌اند یا از شاهنامه خورده گرفته‌اند .
مرتضی مطهری یکی از سرسخت ترین کسانی بود که با فردوسی همسو نبود چنانچه می‌گوید :

« فردوسی با شاهنامه افسانه‌ای خود که کتاب شعر ( یعنی تخیّلات و پندارهای شاعرانه‌) است خواست باطلی را در مقابل قرآن عَلم کند؛ و موهومی را در برابر یقین بر سر پا دارد. خداوند وی را به جزای خودش در دنیا رسانید، و از عاقبتش در آخرت خبر نداریم.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یسنای من امروز گریه کرد چون در ایران عزیزمان کسی نبود که به او بگوید تو که امروز بیشتر از هزار بیت شاهنامه را از بری و در سن هفت سالگی به درکی عمیق از شاهنامه و فردوسی رسیده ای بیا در روز بزرگداشت این بزرگ مرد برایمان چند بیتش را بخوان. اما اگر او حافظ کتابی بود برایش چه ها نمیکردنند. و چه دانشگاهها که نمیبردنند. و چه مدارکی به او نمیدانند.

اما روزیکه من و همسر عزیزم کتاب عزیز شاهنامه را در سن 2 سالگی بدست یسنا دادیم تنها چیزیکه برایمان اهمیت نداشت همین بی اهمیتی به شاهنامه در کشور شاهنامه بود. و روزی خواهد رسید که ایران توسط ایرانی رهبری گردد. و شاهنامه باز عزیز همه گردد. و چقدر آن روز خیلی ها سرافکنده خواهند بود.

فیلم حضور یسنا در سمینار دانشگاه آزاد مرودشت

فیلم حضور یسنا در سمینار دانشگاه آزاد مرودشت


http://www.hzdesign.us/other/yasna_blog/download_buttons_1.png


اجرای شاهنامه توسط یسنا در روز بزرگداشت شاهنامه خوانان ایران

اجرای شاهنامه توسط یسنا در روز بزرگداشت شاهنامه خوانان ایران


http://www.hzdesign.us/other/yasna_blog/download_buttons_2.png