چند وقتي بود كه در اين فكر بودم تا مقدمات حضور يسنا را در توس و در روز بزرگداشت آن اسطوره زنده پيدا كنم به همين خاطر بعد از عيد نوروز شروع كردم به تماسهاي متعدد براي اطلاع پيدا كردن از زمان برگزاري مراسم بزرگداشت فردوسي عزيز اما .........
اما هر چه تلاش ميكردم كمتر ميجستم
به هر كس زنگ ميزدم كه البته نامهاي آنها را نميگويم و در دل محفوظ ميدارم هر كدام من را به يكنفر ديگر حواله ميداد حتي يك موبايل اشتباهي براي اينكه من را يك هفته سر كار بگذارد كافي بود كه در زمان بندي به مشكل بر بخورم و در آخر به فردي رسيدم كه از من خواست تا برايش تصاويري از شاهنامه خواني يسنا بفرستم البته براي خودم جالب بود كه چرا نبايد يك مركز كه خود را قطب فردوسي شناسي نامگذاري كرده و رئيس آن همزمان در يك سمت مذهبي و فرهنگي كار ميكند حتي نامي از يسنا كه 6 ماه پيش كل شبكه هاي تلويزيوني آن را نمايش دادند ندارد
خلاصه به هزار مشكلات فيلمها را به وسيله يك فلش فرستادم و تا اينجا هنوز يك هفته مانده به روز بزرگداشت هنوز هيچ برنامه اي مشخصي براي آن نبود خلاصه كلي پيگيري تا اينكه ساعت 10 صبح روز 25 ارديبهشت به ما زنگ زدنند كه جاي يسنا اينجا خالي است و اي كاش يسنا اينجا بود حالا شما فكر كنيد قيافه من در آن زمان چه شكلي شده سريع رفتم يسنا را از مدرسه برداشتم به مادرش اطلاع دادم و رفتيم فرودگاه و در ليست انتظار قرار گرفتيم كه متاسفانه به خاطر نبودن پرواز مستقيم از شيراز به مشهد در آن روز مجبور شديم ساعت 2 به تهران پرواز كنيم و اگر هواپيما به موقع برسد به هواپيماي ساعت 3/45 دقيقه تهران مشهد برويم اما متاسفانه بدليل تاخير در پرواز به هواپيماي ساعت 6 رسيديم در اين بين عنوان شد كه اين مراسم كه هر يكسال يكبار برگزار ميشود از ساعت 5 تا 7/45 دقيقه است و ما سوار هواپيما شديم كه ساعت 8 به زمين نشست و خلاصه ما ساعت 9 به آرامگاه فردوسي عزيزمان رسيديم در حاليكه مراسم تمام شد و داشتند صندلي ها را جمع ميكردنند يسنا دخترم كه حسابي خسته بود خيلي ناراحت بود ولي با رفتن به داخل آرامگاه و خواندن ابياتي از شاهنامه بر سر مزار عزيز تر از جانمان فردوسي بزرگ مقداري آرام شد
من در اين بين چند سئوال برايم پيش آمده كه آنها را فردا مطرح خواهم نمود و انتظار دارم كه شما پاسخي براي آنها پيدا نمائيد.